" نگاه کن / تمام هستیم خراب می شود "
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
از بالکن طبقه ی نمی دانم چندم نگاهت کرده بودم. نگاهت کرده بودم و یادم هست اصلا نگاهم هم نکرده بودی. راهت را گرفتی و رفتی و من ماندم و یک ذهن عقیم که هیچ چیز از آن نمی گذشت. گفتم لابد فکرت هم زیر همان بالکن طبقه نمی دانم چندم جا می ماند و می رود. به خانه که برگشتم تمام ساعت ها می دویدند تا به همان س
" من به دنيا آمدم، دنيا نمي آيد به من "
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
من در میان تمدن و وحشیگریروی پوست کشیده ی شببه دنیا آمده امفقط برای دوست داشتن تو * عنوان عبدالحمید ضیایی* سیر نمی شوم ز تو ../ # رقصِ سیاه و سفیدی
" از اول هم کافه چی قولِ تو را به قهوه ی دیگری داده بود! "
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
خب این شاید خیلی خوبه که من قبل از این که عکساتو ببینم خودت رو دیدم. خیلی خوبه که استرس ندارم وقتی فلان جا دیدمت چی میشه. مثلا قلبم تند تند میزنه یا خودمو گم میکنم و موهام رو میذارم تو و راهم رو عوض میکنم و ازت دوور میشم. نمیدونم شاید اشتباه باشه که یواشکی میام عکسات رو زیر و رو میکنم و میفهمم امرو
"و من چقدر ساده ام/که سالهاي سال/در انتظار تو/کنار این قطار ایستاده ام"
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
تمامي قطارها شاهدندهنگامي که روي ریل هاتو را به دست فراموشي مي سپردمتمامي قطارها شاهدندکه من هایي روي ریل هایشسعي کردیم تو را فراموش کنیممن هایي که فقطبلیط هایمان مسیر مخالف بودو براي هم دست تکان مي دادیمتمامي قطار ها شاهدندکه ما سعي کردیم امانشد .. * عنوان قيصر امين پور* عكس اميرعلي قِ # رقصِ سیاه ...
"شب ز نور ماه روي خویش را بیند سپید/من شبم تو ماه من بر آسمان بي من مرو"
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
به ماه نگاه کن !این تنها چیز مشترکي ست که من و تو این روزها باهم داریم .. * عنوان مولانا بخوانید* به کسي ندارم الفت ز جهانیان مگر تو / اگرم تو هم براني، سر بي کسي سلامت # رقصِ سیاه و سفیدی, روان ـنوشتِ بی ـتوجہ
"خمر من و خمار من باغ من و بهار من/خواب من و قرار من بیتو به سر نمیشود"
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
باید ببینمت و براي این دیدن به یه خواب احتیاج دارم. میرم روي تختم و چشمام رو میبندم و 'تو'ي کابوس شده رو از وسط تاریکي ممتد خواب هام میکِشم بیرون. ساعت ها نگاهت میکنم و محکم میبوسمت. متعجب نیستي. ناراحتم نیستي.. و بعدش؟ خب گمون نکنم به کسي مربوط باشه! * عنوان مولانا بخوانید* من تو پلي لیست تو گُم شد...
" انفرادي شده سلول به سلول تنم، خود من در خود من در خود من زندانیست..! "
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
از تكاپوي خودمبه خودم ميرسمتو هيچ كجاي زندگي من جا نداشته ايجز همه جاي آن .. * عنوان حسین جنت مکان* حرف هایتان را میخوانم :) # رقصِ سیاه و سفیدی
" نگرانم، نکند این شبها/کسي تو را بیشتر از من از خدا بخواهد"
-
تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
راستش رو بخواي من از مناسبتنویسي خوشم نمیاد. یعني من از اوناش نیستم که هر روز رو بهانه کنم براي نوشتن یه شعر برات. شاید یه روزي که بخونیشون دلت ضعف بره که کاش فلان روز تو فلان جا برات مینوشتم اما اینکه همهي این واژهها از قلبم اومده احتمالاً بشوره ببره همهي حسرتهات رو. من براي نوشتن از تو هیچو