" اندر دلِ من درون و بیرون همه اوست " - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 14:44
مهر بود یا آبان درست یادم نیست اما برگ های درختان زرد بودند که مَردی دل من را دزدید یادم هست شهر بوی مرگ می داد و پرندگان از جدایی می خواندند خوب یادم هست که دلم را دزدیدی و دیگر برگ های هیچ درختی زر
آرامشِ محض ! - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 14:44
"گم کرده بودم آن خیابان را/پرواز روی بام طهران را" - تاریخ: 1397/5/4 ساعت: 22:35
بهش گفتم:" اونجای طهران کجاست که هی تو فیلما نشون میدن؟! همون جا که طهران زیر پای آدمه؟" گفت:" بام طهران!" گفتم:" بریم اونجا؟" دور زد و رفتیم. نشستیم و نگاه کردیم، که طهران چقدر زیباست، که طهران چقدر
"صدا كن مرا/صداي تو خوب است/صداي تو سبزينه ي آن گياه عجيبي ست/كه در انتهاي صميميت حزن مي رويد" - تاریخ: 1397/5/4 ساعت: 22:35
همیشه یه فایل صوتی ازش داشته باشین. مهم نیست چی بگه، مهم نیست مخاطب حرفاش شما باشین یا نه، مهم نیست یه موزیك بیخود خونده باشه یا یه کلمه ی قشنگ گفته باشه، مهم اینه که صداش رو همیشه با خودتون داشته با
" رفتن تو این آدمو راحت عوض کرد " - تاریخ: 1397/5/4 ساعت: 22:35
رفتن.. رفتن هیچوقت برام عجیب نبوده. من همیشه تو زندگیم یکی رو داشتم که بره. یکی که رفتنش اذیتم کنه. کسی که با رفتنش منو مثل یه بچه یتیم کنه که هیچی بلد نیست، که فقط کِز میکنه یه گوشه. از وقتی حرف رفت
"در ابریشم عادت آسوده بودم/ تو با حال پروانه ی من چه کردی؟" - تاریخ: 1397/5/4 ساعت: 22:35
مثل کاغذ مچاله ای شده ام که به هر طرف چنگ می اندازم تا بدرد بخورم.. که بفهمانم چیزی که رویم خراش انداخته اند به درد می خورد.. که این خوب بودن امروز حاصل باطلگیِ من است.. شده ام مثل کاغذ مچاله ای که خ
"در چشم من نیاید خوبان جمله عالم/بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته" - تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 16:37
اینکه من و تو هیچ کجای این زندگی به هم وصل نشویم ناراحت کننده است. من هنوز به تو همه چیز را نگفته ام.همین چند شب پیش دلم می خواست صفحه ی پیام هایت را باز کنم و تا خود صبح برایت بنویسم. بنویسم و خودم را خلاص کنم و با ترس از اینکه همه ی علاقه ام را به سویت روانه نکرده باشم، از این دنیا خداحافظی نکنم. ...
"تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد/غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده" - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 7:24
از تمام شب، همین یک وجب کافی بود تا من تو را به آغوشی دعوت کنم که هیچگاه ندانستم از کجا سرچشمه گرفته است.. برای من همین یک وجب کافی بود تا تو را با حوصله، رج به رج بشناسم و هربار چیز جدیدی از تو کشف کنم.. برای من همین یک وجب کافی بود تا ایمان بیاورم خدا میتواند در دست های تو جای گیرد و تو تنها معجزه...
"تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی/تظاهر کن ازم دوری تظاهر میکنم هستی" - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 7:24
تلفنم را برمیدارم و شماره ی خودم را میگیرم. پشت سر خودم آب میریزم و خودم را راهی جاده میکنم. من عاشق جاده های سر سبزم، حتی گاهی سفر میکنم که جاده ها را تماشا کنم. که بفهمم تصویر نمایش داده شده در آینه زودتر از آن چیز که انتظار آن را بکشم اکنون را در بر میگیرد. تلفنم زنگ میخورد. محو جاده ام. شماره ی ...
"از فراى فاصله ها به من فكر كن من از آنِ توام.." - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 7:24
بیا و برایم بنویس.. برایم بنویس حجم تنهایی ما چقدر شبیه یکدیگر است.. برایم بنویس که عشق کلمه ای سخت بیهوده است.. برایم بنویس "کلمه" امروز چقدر قدرت دارد؟ و صداقت را در هر کوچه چند می فروشند؟ برایم از رابطه های پنهانِ نبوده در بینمان بنویس.. بنویس چقدرخوب بودیم و سختی برایمان معنا نشده بود.. برایم از...
"میرفتی تا تمام دنیا شاهد سقوط عاشق تو باشه" - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 7:24
از تو دور می شوم و این سرآغاز سقوط من است.. دنبالم بیا دستانم را بگیر لحظه های شکسته را کنار هم بچین در امتداد این سقوط من را از سر بگیر.. * عنوان آهنگ سرما نزدیکه _ مهدی یراحی # رقصِ سیاه و سفیدی
"I don’t care if i know/Just where i will go/Cause all that i need is this crazy feeling" - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:54
خوب که نگاه میکنم من باید اوایل ۱۹۸۰ بدنیا می آمدم. وسط یک مزرعه ی گندم در دور افتاده ترین روستاهای آلمان. و وقتی ماندلا قیام میکرد کوچ میکردم به آفریقای جنوبی و فکر کنم اوایل دولت او ۱۹، ۲۰ سالم میشد. یا حتی بزرگتر بودم. در یک روزنامه مقاله های هفتگی مینوشتم و رگ و ریشه های مخفی سیاسی بهشان میچپاند...
"از فراى فاصله ها به من فكر كن من از آنِ توام.." - تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 22:54
بیا و برایم بنویس.. برایم بنویس حجم تنهایی ما چقدر شبیه یکدیگر است.. برایم بنویس که عشق کلمه ای سخت بیهوده است.. برایم بنویس "کلمه" امروز چقدر قدرت دارد؟ و صداقت را در هر کوچه چند می فروشند؟ برایم از رابطه های پنهانِ نبوده در بینمان بنویس.. بنویس چقدرخوب بودیم و سختی برایمان معنا نشده بود.. برایم از...
"از کران تا به کران لشکر ظلم است ولي/از ازل تا به ابد فرصت درویشان است" - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:10
ما آدم هاي معمولي عادت میکنیمکه در یك گوشه ي نسبتاً دنجبراي خودمان رویا ببافیمو منتظر هیچ اتفاقي نمانیمما آدم معمولي هازود عادت ميكنيم * عنوان حافظ# روان ـنوشتِ بی ـتوجہ
"مگر دریا دلی داند که ما را/چه طوفان هاست در این سینه ی تنگ" - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:10
دروغ چرا، من عاشق بچه ی چشم آبیَم. از همون اول تا همین الان. اینُ گفتم که یعنی سلیقهم عوض نشده. همیشه فکر میکردم که حالا که چشمای خودم آبی نیست لاقل با مردی ازدواج میکنم که چشماش آبی باشه. که وقتی بهش نگاه میکنم دریا رو ببینم. که وقتی ناراحتم آرامش دریا منُ بگیره و با خودش ببره.. اوایل که همه از من ...
"I don’t care if i know/Just where i will go/Cause all that i need is this crazy feeling" - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:10
خوب که نگاه میکنم من باید اوایل ۱۹۸۰ بدنیا می آمدم. وسط یک مزرعه ی گندم در دور افتاده ترین روستاهای آلمان. و وقتی ماندلا قیام میکرد کوچ میکردم به آفریقای جنوبی و فکر کنم اوایل دولت او ۱۹، ۲۰ سالم میشد. یا حتی بزرگتر بودم. در یک روزنامه مقاله های هفتگی مینوشتم و رگ و ریشه های مخفی سیاسی بهشان میچپاند...
"صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است /که در انتهای صمیمیت حزن می روید" - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:03
هر بار که در آستانه ی تابستانم تمام تصویر کوچکَم از تو را به یاد میآورم و گمان میکنم دلتنگی همین بوده باشد.. تابستان ضربه ی آخر تو نبود، اصلا ضربه هم نبود، تو برای من نیامده بودی. مسیرت هم فرق داشت. ما فقط یک جا تلاقی کردیم با هم. و تو مانند گیاهی بودی که در من رشد کرد.. ریشه دواند و رفت.. تو از
"گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو/که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو" - تاریخ: 1396/4/14 ساعت: 4:03
حالش كه بد ميشه ميرم ميشينم و براش گيتار ميزنم. حالش كه بد ميشه مياد ميشينه و به صداي گيتارم گوش ميده.. حالش خوب ميشه. دل منم آرووم... * عنوان مولانا # رقصِ سیاه و سفیدی
"هیچ با من نیست، جز کلمات.." - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
شقیقه ام را از گناه پاک می کنم در من کسی زاده می شود من زنم نطفه ای داغ در ذهنم جاریست مدام از کلمات پُر می شوم من از حصاری زجر می کشم لبم را می دوزم .. اینجا کلمات قصاص می شوند /. * عنوان نزار قبانی # رقصِ سیاه و سفیدی
" بهار را باور کن " - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 1:53
ما میان دو تا فنجان سرد شدیمبهار بودشکوفه ها پژمردندریشه ی درختان خشکیدو به یغما رفتندما سرد شدیمو دیگر هیچ کسبهار را ندید * عنوان فریدون مشیری * باهارتون مبارک :) # رقصِ سیاه و سفیدی, سفید نوشت