برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
دستت را میگیرم
و جهان پشت سرمان سایه میاندازد؛
جایی که همهچیز تمام میشود
زمین سرسبزیست
برای آغاز.
دستت را میگیرم
و تنهایی،
این همخانهی دیرینه،
-آرام-
از کنجمان بیرون میرود.
گویی با تو،
در هر انسانی
چراغی روشن میشود.
دستت را میگیرم
از خود عبور میکنم
چرا که من
بی تو
تنها نامی بودم
و با تو
معنایی میگیرم.
دستم را بگیر
نه برای آنکه
گم نشوم
برای آنکه
هر بار
از نو
پیدا شوم/
*عنوان حافظ
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
" این روزها می شنـوم "
Gloria Gaynor-i will survive
" این روزها می بینـم "
women talking - 2022
" این روزها می خوانـم "
تاریخ اجتماعی زنان در عصر قاجار-نشر ثالث
آمار
MeLoDiC
آگاهی ،
صلح ،
آزادی ،
برابری .
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
فکر کردن به تو راحت ترین کاریه که این روزها می تونم انجامش بدم. نیازی به تلاش اضافی ندارم. خیال تو مثل آبِ خوردن جریان پیدا می کنه تو رگ و ریشهم، انگار که جا خوش کرده اون دور و برا. آروم میاد و دست بی حوصلگی من رو می گیره و می بره به یـه جاهایی تا یادم بیاره هنوز این زندگی انقدر ارزش داره که تا تهش پیش رفت. زندگی ترسناک بوده برای من، حتی اگه حالم خوب بوده باشه. ته تهش فکر که می کنم وحشت برم می داره چون همه چیز ترسناکه، حتی رفتن تا سر کوچه واسه خریدن یه سطل ماست (!) ولی دستم رو که می گیری دیگه چه اهمیتی داره؟ چه اهمیتی داره وقتی قراره این تونل وحشت با "تـو" سپری بشه؟ با اومدنت معیارای منطقی من رو تغییر که نه، انداختیشون دور که انگاری این زندگی انقدام چیز گنده ای نیست که بخوای با معیار و منطق سختش کنی. ولی تو منطقی میای برای من. انقدی که بتونم حرفایی که سال هاست حتی از زدنش به خودم می ترسم رو بهت بزنم و بعدش پشیمونی نیاد سراغم. یا یه جوری غذام رو بخورم که از کثیف شدن دور لبم خجالت نکشم. تو آشنا میای برای من! انگار سال هاست که می شناسمت. انگار لازم نیست ازت بپرسم حالت چطوریه، با نگاه کردن بهت هم دستگیرم می شه که امروز هوا انقدام که باید دلچسب نبوده برات. نمی دونم به این جور چیزا چی می گن. عشق رو نمی شناسم. نمی فهمم فرقش با دوست داشتن چیه. نمی دونم بده یا خوبه. اما این دل پیچه ای که نسبت به تو دارم و معلوم نیست تا ته دنیا قراره ادامه داشته باشه یا همین فردا که از خواب بلند می شم دیگه از بین رفته باشه، مهم نیست برام، مهم همین حال و هوای خوبیه که این روزا قاطی نور خورشید از لای پنجره می تابه به سر و صورتم و یادم می ده حالم انقد می تونه با یه غریبه خوب بشه، حتی اگه دور باشه ازم. هر
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
When i saw Him, Home stopped being a “place” and became a “person”.. Yes! He is Home.. that’s amazing, but.. i mean.. How can He do that ? * title: Home - Bebe Rexha, Machine Gun Kelly & X Ambassadors listen
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
" این روزها می شنـوم "
James Young - infinity
" این روزها می بینـم "
Normal People
" این روزها می خوانـم "
شعر زمان ما-اخوان ثالث-نشرنگاه
آمار
MeLoDiC
آگاهی ،
صلح ،
آزادی ،
برابری .
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
از حضورِ سکرآور تو سر به بیابان که هیچ تَـن به آسمان زده أم.. * عنوان سعدی
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
گفته بودند عشق رهایی ست پس من در بندم چرا ..؟ * عنوان مارگوت بیکل - ترجمه ی شاملو و زرین بال
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار


چیزِ زیادی نبود.
بود؟
* عنوان آهنگ الکی _ سیاوش قمیشی
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار


برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار


در من طوفان هایی است
که وزیدن نگرفته اند
و در پستوهای آرامشم
خاموش مانده اند.../
* عنوان فریدون مشیری
برچسب:
نویسنده: شیوا رستگار